سرنوشت های عجیب دزدان حرفه ای خانه های پایتخت

به گزارش پایگاه اینترنتی مأوا، اعضای باند دزدان حرفه ای پس از سه سال در دادگاه کیفری 2 تهران محاکمه و هر یک به زندان، شلاق و رد مال محکوم شدند.

سرنوشت های عجیب دزدان حرفه ای خانه های پایتخت

جهت دریافت خدمات بازسازی نمای ساختمان قدیمی با گروه ساختمانی آبان در ارتباط باشید. از طراحی پلن بازسازی تا اجرای جز به جز بازسازی منزل، ویلا و ساختمان اداری تخصص ماست.

به گزارش، اوایل سال 95 بود که مردی در تماس با ماموران پلیس تهران از دستبرد میلیونی دزدان به خانه اش در شرق پایتخت اطلاع داد و تیمی از ماموران برای تحقیقات پلیسی وارد عمل شدند. ماموران در گام نخست با حضور در محل پی بردند که دزدان با اطلاع از نبود صاحبخانه به وسیله بالکن وارد خانه شده اند و در ادامه دست به سرقت طلا، پول و ارز از داخل گاوصندوق زده اند. تجسس های پلیسی نشان می داد که ماموران در برابر یک باند حرفه ای نهاده شده اند و دزدان برای این که سرنخی از خود به جا نگذارند خانه ای را هدف قرار داده بودند که هیچ دوربین مداربسته ای در نزدیکی محل سرقت وجود نداشت.

ردیابی های پلیسی ادامه داشت تا این که ماموران در برابر سرقت دیگری نهاده شدند. آنالیز ها نشان می داد که دزدان از راستا بالکن وارد خانه شده اند و جالب این که گاوصندوق خانه نیز به سرقت رفته بود. تیم پلیسی در این مرحله با توجه به افزایش پرونده های سرقت همه محل ها را تحت آنالیز فنی قرار دادند تا این که آیفون یکی از منازل تصویر دزدی را که قبل از اجرای نقشه سرقت زنگ خانه را به صدا در آورده بود شکار کرد. همین سرنخ کافی بود تا ماموران با تصویر به دست آمده به سراغ آلبوم مجرمان سابقه دار بروند و کامران یکی از دزدان حرفه ای را که چندی قبل از زندان آزاد شده بود شناسایی نمایند.

ماموران در نخستین مرحله با شناسایی مخفیگاه کامران در عملیاتی غافلگیرانه این دزد سابقه دار را دستگیر کردند. کامران ابتدا خود را بی گناه می دانست، اما وقتی در برابر مدارک پلیسی نهاده شد به ناچار لب به سخن باز کرد و همدستانش را که همگی از دزدان سابقه دار بودند، لو داد. بدین ترتیب اعضای باند که سیروس، میثم، میلاد و حمید نام دارند یکی پس از دیگری در پاتک های پلیسی دستگیر شدند. اعضای این باند پنج نفره که همگی از دزدان سابقه دار بودند، سعی داشتند با داستان سرایی خود را بی گناه معرفی نمایند، اما تناقض گویی ها و مدارک پلیسی دست آن ها را رو کرد و همگی به سرقت های سریالی اعتراف کردند، همچنین ماموران پی بردند این باند در مدت شش ماه حدود 2 میلیارد تومان سرقت نموده اند.

میثم 32 ساله که یک سابقه سرقت در پرونده اش دارد ادعا می نماید قصد داشته است دیگر دزدی نکند، اما اصرار های هم سلولی اش باعث شده او برای تامین هزینه های زندگی اش وارد باند گردد.

یک بار به خاطر سرقت دستگیر شدم و شش ماه بود که از زندان آزاد شده بودم.

قصد نداشتم سرقت کنم، اما وقتی کامران از زندان آزاد شد، با هم در تماس بودیم و اصرار آن ها کافی بود تا وارد باندشان شوم.

پدر و مادرم از هم طلاق گرفته بودند و کسی به من توجهی نداشت، چون احتیاج به پول داشتم دست به دزدی زدم و خیلی زود دستگیر شدم.

کاری برای تامین هزینه زندگی نداشتم و، چون سابقه دار بودم کسی به من کار نمی داد، به همین دلیل پیشنهاد وسوسه انگیزش را پذیرفتم.

من زاغ زن بودم و کامران می گفت اگر دستگیر شویم تو بی گناهی و پای تو به ماجرا باز نمی گردد.

من جلوی ساختمان سوار بر خودرو منتظر می ماندم و رفت و آمد ها را زیر نظر داشتم که کسی وارد ساختمان نگردد و در صورتی که پلیس به محل نزدیک می شد من به آن ها زنگ می زدم.

راه خلاف آخرش زندان است.

من حدود 200 میلیون تومان به دست آوردم.

من قصد داشتم 500 میلیون تومان به دست بیاورم و دیگر دزدی نکنم که دستگیر شدم.

نمی دانم کی آزاد می شوم، ولی دیگر خلاف نمی کنم، با موتور کار می کنم و زندگی عادی را آغاز می کنم.

دزد سابقه دار

کامران 35 ساله که یکی از دزدان حرفه ای و قدیمی است می گوید کاری جز دزدی نمی توانم انجام بدهم و دیگر از زندان خسته شدم.

بله، به دلیل سرقت زیاد به زندان رفتم و هربار که آزاد شدم دوباره دست به سرقت زدم.

نمی دانم چرا همین که از زندان آزاد می شوم، یادم می رود کجا بودم.

اولین بار برای این که پولدار شوم دزدی کردم و در همان سن نوجوانی دستگیر شدم، دیگر ترس از زندان برایم ریخت و، چون کاری جز دزدی بلد نیستم دوباره دست به سرقت زدم.

تصمیم داشتم وقتی به پول خوبی رسیدم دیگر دزدی نکنم، باور کنید از زندان و این شرایط خسته شدم و تصمیم دارم دیگر دزدی نکنم.

پول حرام برکت ندارد، هرچه پول به دست می آوردم بعد از دستگیری باید چند برابرش را برای رد مال پرداخت می کردم.

مثلا ما طلایی را که یک میلیون تومان ارزش داشت، به مالخر به قیمت 300 هزار تومان می فروختیم و وقتی دستگیر می شدیم باید همان مبلغی را که سرقت نموده بودیم، پس می دادیم.

من، چون لاغر اندام و سریع هستم از دیوار بالا می رفتم و از راستا بالکن وارد خانه می شدم و پس از باز کردن در خانه همراه دوستانم به دنبال طلا و گاو صندوق می گشتیم.

سیروس 33 ساله که کارمند اخراجی یک کارگاه گاوصندوق سازی است، در این باند مسئولیت باز کردن گاوصندوق های داخل خانه را به عهده دارد.

یک بار به خاطر مظنونیت دستگیر شدم که خیلی زود تبرئه شدم.

سرقت خانه.

من گاوصندوق ها را باز می کردم.

من در گذشته در یک کارگاه گاوصندوق سازی کار می کردم و می دانم چطور گاوصندوق ها را باز کنم.

صاحبکارم ورشکسته شد به همین دلیل ما نیز بیکار و اخرا ج شدیم و، چون احتیاج به پول داشتم وارد باند دزدان شدم.

یکی از اعضای باند بچه محل مان بود، او به سراغم آمد و با چرب زبانی مرا وسوسه کرد تا با آن ها همراه شوم، من هم احتیاج به پول داشتم به همین دلیل وارد باندشان شدم.

کار نبود و بدهکار بودم به همین دلیل مجبور شدم دزدی کنم.

بله، صاحب فرزند هستم.

با یک ابزار دست ساز که جنس محکمی دارد، در گاوصندوق را باز می کردم.

گاوصندوق را داخل یک پتو می پیچیدیم و روی زمین می کشیدیم و داخل خودرویمان می گذاشتیم، بعد آن را به یک انبار می بردیم و در آن جا با سنگ فرز باز می کردیم.

روز های نخست می ترسیدم، اما هر روز که می گذشت سرقت ها برایم عادی می شد.

قصد داشتیم یک ماه دیگر این سرقت ها را انجام بدهیم و بعد از آن دیگر کار نکنیم.

حدود 500 میلیون تومان.

پشیمانم و اشتباه کردم.

میلاد 27 ساله که با کامران در زندان هم سلولی بوده، در این باند در کنار سیروس مسئولیت داشته است تا در داخل خانه به دنبال طلا باشد و در باند به میلاد طلایاب معروف شده است.

بله چندبار به خاطر سرقت و درگیری به زندان رفتم.

چون سابقه دار هستم کاری ندارم و در پرونده قبلی که در زندان بودم باید 100 میلیون تومان رد مال می کردم تا رضایت شاکیان پرونده ام را بگیرم به همین دلیل با کامران در زندان درباره سرقت صحبت کردم و وقتی با قرار وثیقه آزاد شدم، آغاز به سرقت کردم.

بله، 100 میلیون تومان پول رد مال را به دست آورده بودم و می خواستم پول بیشتری به دست بیاورم و یک فست فودی راه بیندازم و دیگر دزدی نکنم که دستگیر شدم.

به سراغ خانه هایی می رفتیم که احتمال می دادیم شرایط اقتصادی شان خوب است و سرقت ما از خانه شان تاثیری در زندگی شان ندارد.

بله، چون وقتی وارد خانه می شدیم در جا هایی که حدس می زدم طلا وجود دارد آغاز به جست و جو می کردم و خیلی زود به طلا می رسیدم.

خانم ها معمولا در کشوی لوازم آرایش و کمدهایشان طلا می گذارند به همین دلیل من آغاز به جست وجو می کردم و سیروس هم به دنبال گاوصندوق می گشت و تا جایی که می توانستیم کار ها را تقسیم می کردیم که زمان را از دست ندهیم.

نه، چون همه راستا هایی را که احتمال می دادیم پلیس به ما برسد، از بین می بردیم، اما باز هم دستگیر شدیم.

پشیمانم و از این شرایط خسته شدم.

حمید 39 ساله که بزرگ این باند است و نقش سرنموده را به عهده دارد، در این باند امانت دار اعضای باند بوده و تقسیم کار را به عهده داشته است.

بله، اما چند سالی بود که دزدی نمی کردم.

چون از دزدان سابقه دار هستم و اعضای باند را می شناسم وقتی تصمیم گرفتند دزدی نمایند از من خواستند به عنوان بزرگ گروه با آن ها همراه شوم تا در زمان تقسیم اموال بین آن ها اختلاف پیش نیاید.

همراه آن ها در صحنه سرقت بودم و در راه پله ها مواظب رفت و آمد ها بودم که کسی وارد ساختمان نگردد.

کامران از بالکن وارد خانه ها می شد و اگر در ورودی کرکره ای یا کشویی بود قفل آن را می شکستیم و به راحتی وارد خانه می شدیم.

از چند ساعت قبل یکی از اعضای باند خانه ای را که چراغش خاموش بود، زیر نظر قرار می داد و سپس زنگ خانه را به صدا در می آوردیم، اگر کسی جواب نمی داد برای سرقت دست به کار می شدیم.

خانه های طبقه اول و تک واحدی.

نه، فقط به دنبال پول بودیم و به چیز دیگری فکر نمی کردم.

با توجه به کاری که انجام می دادند و سابقه ای که داشتند سهم می گرفتند.

جهانی تبهکاری و خلاف آخر و عاقبت ندارد.

بنا به این گزارش، پس از گذشت سه سال از این سرقت ها دادگاه اعضای این باند را به هشت سال زندان، 74 ضربه شلاق و رد مال محکوم کرد و این حکم در دیوان عالی کشور مورد تایید نهاده شده است.

سیکل معیوب تکرار جرم

دکتر ابراهیم اندرخورا جامعه شناس و استاد دانشگاه

در همه جهان افرادی که به هر دلیلی جرمی را مرتکب می شوند، هزینه و تاوان جرم را به وسیله زندان یا تنبیه های دیگری پرداخت می نمایند و پس از آن ساختار هدفمند اجتماعی تعریف می گردد که در این ساختار حمایت های پس از تحمل هزینه های جرم به صورت جدی دیده می گردد. این خدمات به وسیله نهاد های دولتی یا نهاد های مردمی شکل گرفته و در حوزه های مختلف این گونه افراد را تحت پوشش قرار می دهند. اگر قرار باشد یک فرد مجرم هیچ صندلی رسمی و قانونی و در خور شأن خود برای کسب درآمد و گذران زندگی پیدا نکند طبیعتا انگیزه های بیمارگونه یا منفی و گرایش مجدد به سوی جرم شکل خواهد گرفت. از این رو بسیار اهمیت دارد که این فرد آسیب دیده از سوی نهاد های مختلف به ویژه خانواده و در بالاترین سطح نهاد های اجتماعی مورد حمایت قرار گیرد. باید بپذیریم اگر ما چنین ساختاری را در چرخه زندگی اجتماعی نداشته باشیم و حمایت های مختلف را به کار نگیریم طبیعتا بستر اشاعه جرم در این گونه افراد توسعه می یابد و در زمانی نه چندان دور در بهترین شرایط باید شاهد دستگیری مجدد و هزینه های سنگین نگهداری این افراد در زندان ها باشیم. به عنوان یک واقعیت انکارناپذیر، توجه به این موضوع مهم را باید مد نظر قرار داد که در همه حوزه ها همیشه پیشگیری مهم تر از درمان است و زمانی که ما نتوانیم پیشگیری درستی از وقوع جرایم داشته باشیم باید جامعه، نهاد های دولتی و در نهایت مردم هزینه های سنگینی را پرداخت نمایند. در هر صورت یک اصل را نباید فراموش کرد، فاصله فردی که به عنوان مجرم پشت میله های زندان است با یک فرد معمولی که در کنار دیگران زندگی می نماید ممکن است یک اتفاق ساده باشد. همه کسانی که پای شان به زندان باز می گردد ذاتا انسان های شرور و بدی نیستند و بسیاری از این افراد قبل از این اتفاقات ناگوار افرادی آبرومند و دارای شخصیت اجتماعی و خانواده دار بودند. سرزنش، تحقیر، تهدید و... فقط می تواند چالش را جدی تر و مسائل را بزرگ تر کند. از این رو باید بپذیریم این گروه از افراد نیز بخشی از جامعه اند که باید ساختار های مناسبی برای زندگی، معیشت و ارتباطات آنان دیده گردد.

منبع:خراسان

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
انتشار: 27 بهمن 1398 بروزرسانی: 27 بهمن 1398 گردآورنده: maeva.ir شناسه مطلب: 611

به "سرنوشت های عجیب دزدان حرفه ای خانه های پایتخت" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "سرنوشت های عجیب دزدان حرفه ای خانه های پایتخت"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید